پنجشنبه, 28 خرداد 1405
منو اصلی

 

اخبار گوناگون.

 

سه پرده از آینده خودروسازی در میانه آتش و صلح

این روزها، جاده مخصوص مانند سایر بخش‌های صنعت و اقتصاد کشور، از یک سو، تحت تأثیر جنگ با بیم و امید به آینده نگاه می‌کند و از سوی دیگر، با حفظ حداقل‌ها تلاش می‌کند همچنان ادامه دهد. در این شرایط، سه پرده از آینده خودروسازی ایران در میانه آتش و صلح قابل بررسی است؛ شرایطی که هر کدام به نوبه خود سرنوشت این صنعت را به سمت و سویی تازه می‌برد؛ یک سمت آبادی و سمت دیگر زمین سوخته.  

صنعت خودروسازی ایران در بهار ۱۴۰۵ در وضعیتی قرار دارد که می‌توان آن را تعلیق ناخواسته یا «توقف در غبار» نامید. پس از تنش‌های شدید، که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، تولیدکنندگان در نقطه‌ای ایستاده‌اند که هرگونه تصمیم سیاسی، بلافاصله اثر خود را بر زنجیره تأمین، قیمت تمام‌شده و تولید نشان می‌دهد.

اکنون جنگ وارد هفته دوم آتش‌بس شده است و تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به یک توافق پایدار همچنان ادامه دارد. در این روایت، جاده مخصوص را به طور خلاصه می‌توان در سه پرده دید و جمع‌بندی کرد.

پرده اول: توافق پایدار با احتمال بازگشت برندها

اگر شرایط به سمت یک توافق جامع و پایدار حرکت کند، صنعت خودروسازی نخستین بخشی خواهد بود که تأثیر مثبت آن را حس می‌کند. با این توافق، به احتمال بسیار زیاد، جاده مخصوص شاهد بازگشت شرکای رفته و احیای قراردادهای بلاتکلیف و سوخته خواهد بود. بسیاری از شرکت‌هایی که با تحریم‌ها ایران را ترک کرده‌اند، با توجه به بازار ۳ میلیونی و همچنین شرایط جغرافیایی ایران، بدشان نمی‌آید که سهم بازار خود را پس گرفته و حتا افزایش دهند.

البته این بازگشت احتمالی هم دو صورت دارد؛ یا صرف حضور آن‌ها برای سرعت دادن به تولید، رقابت و افزایش عرضه برای متولیان کفایت می‌کند، یا این‌که برای محکم‌کاری، فشار افکار عمومی و نهادهای بالادستی، خودروسازان را به سمت تولید و سرمایه‌گذاری مشترک (Joint Venture) سوق می‌دهد.

کاهش ۲۵ درصد هزینه تولید

کاهش هزینه‌های تولید نیز بخش دوم پرده اول را به نمایش خواهد گذاشت. در حال حاضر، بخش بزرگی از قیمت فعلی خودرو ناشی از دور زدن تحریم‌ها برای تأمین قطعات، به‌ویژه از نوع های‌تک، است. آن‌گونه که به نظر می‌رسد، توافق باعث حذف واسطه‌ها و کاهش ۱۵ تا ۲۵ درصدی هزینه لجستیک و تأمین می‌شود.

پرده دوم: نه جنگ، نه صلح یا تداوم فرسایش

پرده دوم این قصه در شرایط «نه جنگ، نه صلح» شکل می‌گیرد؛ در واقع، تداوم فرسایش محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت است. در این حالت، کشور در فضایی باقی می‌ماند که نه تحریم‌ها به‌طور کامل لغو شده‌اند و نه درگیری نظامی جریان دارد. در این وضعیت، مسدود یا باز بودن تنگه هرمز و همچنین محاصره دریایی ایران تأثیر صددرصدی دارد.

سیطره کامل اژدهای زرد

در این پرده همچنین شاهد سیطره کامل اژدهای زرد خواهیم بود. در غیاب رقبای اروپایی و ژاپنی، خودروسازان چینی حاکمان مطلق جاده‌های ایران خواهند بود. تولید همچنان به سمت داخلی‌سازی قطعات چینی پیش می‌رود که اگرچه خطوط تولید را روشن نگه می‌دارد، اما وابستگی شدیدتری نسبت به گذشته ایجاد می‌کند.

در این پرده همچنین به نظر می‌رسد حاکمیت برای جلوگیری از انفجار اجتماعی، قیمت‌ها را دستوری نگه می‌دارد. خودروسازان نیز با ادعای کمبود قطعه، عرضه را کنترل می‌کنند تا از زیان بیش‌تر جلوگیری شود. نتیجه این وضعیت، تداوم لاتاری‌های خودرویی و نارضایتی عمیق مصرف‌کننده از کیفیت است.

پرده ناخوشایند سوم؛ بازگشت به درگیری نظامی و جنگ

پرده سوم به بازگشت درگیری نظامی و جنگ مربوط می‌شود. در صورتی که تنش‌ها دوباره شعله‌ور شود، به‌طور طبیعی خودروسازی از فاز تولید به فاز پشتیبانی و بقا تغییر وضعیت می‌دهد. در صورت بروز این مسئله، احتمال تغییر کاربری خطوط تولید وجود دارد. در شرایط جنگی، اولویت از خودروی سواری به خودروهای لجستیک، نظامی و آمبولانس تغییر می‌کند. بسیاری از خطوط تولید نیز به دلیل عدم دسترسی به قطعات های‌تک متوقف می‌شوند.

منبع خبر: روابط عمومی صنایع خودرو سازی کرمان