چهارشنبه, 5 اردیبهشت 1397
منو اصلی

 

 

تهدید ترامپ به وضع ۱۰۰‌ میلیارد دلار تعرفه بیشتر بر کالاهای چین
خودزنی واشنگتن

 


تاریخ ثبت: 1397/01/18

 

ترامپ جنگ علیه چین را از مدت‌ها قبل و از همان زمان فعالیت انتخاباتی‌اش آغاز کرد؛ یعنی هنگامی که در یک اظهارنظر جنجالی مدعی شد چین به آمریکا تجاوز می‌کند. سیاست‌های ضدجهانی‌شدن ترامپ و تأکید او بر تولیدات داخلی بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ اما مسئله مهم این است که جنگ اقتصادی میان آمریکا و چین، تنها بخشی از جنگ کلان‌تر ژئوپلیتیک و سیاسی میان دو کشور است.  

 آمریکا همین اواخر چین را در کنار روسیه در مقام دو رقیب استراتژیک و تهدیدی علیه امنیت ملی خود قرار داد. با‌این‌حال، گذشته از تأثیرات تنش اقتصادی میان دو ابراقتصاد جهانی، این جنگ بر فضای سیاسی دو کشور به‌ویژه آمریکا نیز تأثیر می‌گذارد. این ترامپ بود که با افزایش تعرفه‌های کالاهای وارداتی از چین که خلاف قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO) محسوب می‌شوند، رسما این جنگ اقتصادی را آغاز کرد؛ اما چین نیز که حالا تحت رهبری شی جین پینگ بیش از هر زمانی به یک حاکمیت یکدست بدل می‌شود، به‌هیچ‌وجه قصد ندارد پا عقب بکشد و درصدد تلافی برآمده است. چین روز جمعه اعلام کرد به هر قیمتی که باشد، با اقدامات آمریکا مقابله‌به‌مثل خواهد کرد. چین در سال ٢٠١٧ میلادی از تراز مثبت تجاری ٣٧٥‌میلیارددلاری با آمریکا برخوردار بود و ترامپ خواهان کاهش این اختلاف تجاری به صد ‌میلیارد است. در واقع به نظر هدف کاخ سفید از این اقدام، تغییر سیاست‌های دولت چین است که با هدف انتقال مالکیت فکری به شرکت‌های چینی و متعاقبا به‌دست‌آوردن نقش رهبری در حوزه فناوری‌های پیشرفته و حساس طراحی شده‌اند.  روز سه‌شنبه بود که ایالات متحده تصمیم گرفت تعرفه بیش از هزارو ٣٠٠ محصول چینی (به ارزش ٥٠‌ میلیارد دلار) را ٢٥ درصد افزایش دهد. چین بلافاصله با پیشنهاد افزایش هزینه‌های گمرکی کالاهای وارداتی از آمریکا ازجمله خودرو، گوشت و محصولات شیمیایی، به همان مقیاس کوشید تا در مقام تلافی برآید. همین مسئله باعث شد تنش اقتصادی میان پکن و واشنگتن در روز پنجشنبه بالا گرفته و ترامپ با اعلام اینکه چین تصمیم گرفته به کشاورزان و تولیدکنندگان آمریکایی لطمه بزند، پکن را به افزایش صدمیلیاردی تعرفه‌های گمرکی تهدید کند. این اقدام نه‌تنها با واکنش منفی و تند پکن مواجه شد، بلکه به نظر در داخل آمریکا نیز مخالفان سرسختی دارد. برخی از کارشناسان تجاری نیز بر این باورند که این اقدامات ترامپ تنها بر میزان بی‌ثباتی اقتصادی و نوسانات بازار دامن می‌زند. بن ساس، سناتور جمهوری‌خواه از نبراسکا، بر این باور است که اقدام ترامپ بیشتر به آمریکا لطمه می‌زند تا به چین. این در حالی است که ترامپ بارها از روابط نابرابر و غیرمنصفانه اقتصادی چین با آمریکا گله و به‌تازگی نیز پکن را به تلاش برای سرقت دارایی‌های فکری آمریکا متهم کرده است. البته گلایه‌های آمریکا پر‌بیراه نیز به نظر نمی‌رسد؛ بسیاری از شرکای اقتصادی چین در سال‌های اخیر از پایبندنبودن چین به قوانین سازمان تجارت جهانی در خاک این کشور گلایه کرده‌اند؛ از نظر آنها، چین با ایجاد محدودیت برای شرکت‌های خارجی، عملا زمینه را برای رشد شرکت‌های چینی فراهم می‌آورد.
چه کسی می‌بازد؛ چه کسی می‌برد
با وجود برخی مخالفت‌ها و انتقادهای داخلی از اقدام ترامپ در افزایش تعرفه‌های کالاهای وارداتی چینی، به نظر چین بیشتر از این جنگ اقتصادی متضرر خواهد شد. بنا بر گزارش «واشنگتن‌پست»، اقتصاد چین وابسته به صادرات بوده و حدود ٢٠ درصد از صادرات این کشور به آمریکا صورت می‌گیرد؛ اما این جنگ فقط اقتصادی نبوده و سیاست را نیز دربر می‌گیرد. در واقع با توجه به نزدیک‌بودن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، احتمالا دست ترامپ از نظر زمانی برای پیش‌بردن این جنگ نسبت به پکن بسته‌تر است. در مقابل شی
جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، بر کشوری تک‌حزبی حکومت می‌کند که به‌تازگی موانع ریاست‌جمهوری مدام‌العمر او را نیز از سر راه برداشته است. او کنترل رسانه‌های کشور را در اختیار دارد و علاوه بر این، پشتش به یک صندوق ذخیره ارزی سه‌هزار‌میلیارددلاری گرم است. همه اینها دست شی را برای مقابله‌به‌‌مثل با ترامپ باز می‌گذارد. دولت او می‌تواند به شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان چینی که در نتیجه افزایش تعرفه‌های کالاهای آمریکایی، متضرر می‌شوند، یارانه بدهد. چین در جریان بحران مالی سال ٢٠٠٨ و ٢٠٠٩ نیز از رویه مشابهی برای رونق اقتصادی و جلوگیری از وقوع بحران، بهره گرفت. اوان مدیروس، مشاور سابق باراک اوباما در امور آسیا، نیز بر این باور است که قدرت تاب‌آوری چین در این جنگ اقتصادی حداقل در ١٢ ماه آینده بیشتر از آمریکاست.
جمهوری‌خواهان در خطر
درمقابل، ترامپ همین حالا نیز با مخالفت‌ها و هشدارهایی از درون حزب خود مواجه شده است. به این منتقدان سیاسی، باید صف طولانی فعالان اقتصادی، مدیران وال‌استریت و صادرکنندگان را نیز اضافه کرد. بسیاری بر این باورند که این نارضایتی‌ها می‌تواند باعث شود تا در انتخابات میان‌دوره‌ای، جمهوری‌خواهان قافیه را به دموکرات‌ها باخته و اکثریت جمهوری‌خواه کنگره به خطر بیفتد؛ امری که تا به اینجا نقش زیادی در دفع حملات و طرح‌های دموکرات‌ها و مخالفان ترامپ برای استیضاح او داشته است. تهدید ترامپ مبنی‌بر اعمال تعرفه ٣٠ درصدی بر کالاها و خدمات چینی (معادل ١٥٠‌میلیارد دلار)، هرچند بعید است آسیب جدی به اقتصاد آمریکا وارد آورد، اما افزایش قیمت کالاهایی مانند تلویزیون، پوشاک و حتی گوشی‌های تلفن همراه می‌تواند نارضایتی مصرف‌کنندگان آمریکایی را به دنبال داشته باشد. طبق بررسی مؤسسه بروکینگز، تصمیم چین برای افزایش تعرفه‌های کالاهای وارداتی از آمریکا می‌تواند بر دو‌میلیون‌وصد شغل در آمریکا در مناطق مختلف آمریکا تأثیر بگذارد. جالب اینکه ٨٢ درصد این مناطق در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته به ترامپ رأی داده‌اند. استپلتون روی، سفیر آمریکا در چین در دولت‌های جورج بوش و بیل کلینتون، به «واشنگتن‌پست» گفته است که نارضایتی کشاورزان در نتیجه کاهش صادرات آمریکا به چین، به پایگاه رأی ترامپ لطمه می‌زند.
اهرم‌های پکن
این جنگ اقتصادی می‌تواند انگیزه چین برای همکاری در قضیه بحران هسته‌ای کره ‌شمالی را از بین ببرد. از دیگر سو، چین می‌تواند در طولانی‌مدت به‌لحاظ اقتصادی و سیاسی به ترامپ ضربه بزند. دولت چین به‌راحتی می‌تواند شرایط را برای شرکت‌های آمریکایی فعال در خاک این کشور از جمله نایکی، دیزنی و اپل بسیار سخت کند. این در حالی است که کاخ سفید از چنین اختیاراتی برای کنترل شرکت‌های خارجی فعال در خاک آمریکا برخوردار نیست. بااین‌حال، سارا سندرز، سخنگوی کاخ سفید، هفته گذشته این‌طور گفته است: «ممکن است برای مدت کوتاهی با مشکل مواجه شویم، اما مطمئن هستیم که در طولانی‌مدت موفقیت با ماست».هرچند ترامپ و تیمش بارها از سه مشکل عمده تراز تجاری منفی با چین، تلاش چین برای سرقت مالکیت فکری و سیاست‌های صنعتی پکن گلایه کرده‌اند، اما تاکنون درخواست مشخصی از سوی کاخ سفید در این رابطه ارائه نشده است. این در حالی است که یکی از مقامات بلندپایه چینی هفته گذشته از آمادگی کشورش برای تسهیل دسترسی شرکت‌های آمریکایی به بازار این کشور و همچنین جلوگیری از انتقال فناوری از سوی شرکت‌های خارجی خبر داد. درمقابل از منظر افکار جهانی نیز این آمریکاست که آتش این جنگ اقتصادی را شعله‌ور کرده است. ترامپ بارها از پیروزی در جنگ تجاری سخن گفته، درحالی‌که شی همواره تأکید کرده که اصلا خواهان چنین جنگی نیست. بنابراین در چنین شرایطی، اقدامات چین تنها واکنشی به اقدامات اشتباه آمریکا منظور شده و بیش‌ازپیش نقش رهبری آمریکا در جامعه جهانی را زیر سؤال می‌برد؛ نقشی که در آن یک قدرت جهانی مانند آمریکا باید در تلاش برای کاهش و رفع تنش‌ها باشد و نه آتش‌افروزی.

 اینک آغاز «جنگ تجاری»
اردشیر زارعی‌قنواتی: روابط آمریکا و چین در ‌پی اعمال تعرفه‌های اقتصادی بر کالاهای چینی توسط «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهوری آمریکا، وارد چرخه یک جنگ تجاری تمام‌عیار شده که اگر در مذاکرات احتمالی آینده مدیریت نشود، نه‌تنها این دو کشور را روبه‌روی هم قرار می‌دهد که حتی اقتصاد جهانی را هم به‌شدت تحت ‌تأثیر مخرب خود قرار خواهد داد.  سیاست «ناسیونالیسم اقتصادی» ترامپ و حتی رسیدن او به ریاست‌جمهوری این کشور محصول «افول هژمونی» آمریکا و پیشروی چین به سمت قبضه‌کردن و رسیدن به رتبه اول اقتصاد جهانی بود که امروز برای «بازدارندگی» توسط «دولت پنهان» این مسیر عملیاتی شده است. موضوع حتی بسیار فراتر از یک جنگ تجاری بین دو کشور است و این اقدام در چارچوب دکترین جدید دولت آمریکا برای بازسازی جایگاه هژمونیک خود در عرصه بین‌المللی است که تنها یک وجه اقتصادی دارد. دولت ترامپ از همان ابتدای کسب قدرت، خود را وارد یک رقابت و جنگ تجاری– سیاسی با دیگر قدرت‌های جهانی کرد که بعضی از آنان از جمله اتحادیه اروپا، کانادا، مکزیک، ژاپن و کره‌جنوبی حتی متحدان سنتی این کشور بودند. این موضوع نشان می‌دهد که «امپراتوری» در مسیر زوال و از‌دست‌دادن اهرم‌های قدرت خود در رقابت با دیگر اضلاع قدرت جهانی است و این فقط به دوره دولت ترامپ مربوط نمی‌شود. این روند از سال‌های پیش شروع شده است و تفاوت در این بود که دولت «باراک اوباما» در چارچوب پذیرش این واقعیت فقط سیاست کندسازی روند را دنبال می‌کرد، اما ترامپ با نپذیرفتن آن سعی می‌کند روند موجود را معکوس کندو چرخ تاریخ را به گذشته بازگرداند. ازآنجاکه رهبران چین با توجه به قدرت بالنده و بازگشت‌ناپذیر خود نشان داده‌اند که هرگز در مقابل سیاست‌های تهدیدآمیز خارجی عقب‌نشینی نمی‌کنند، از قبل نیز قابل‌انتظار بود که مقابله‌به‌مثل خواهند کرد. هرچند هنوز اعمال تعرفه‌های جدید از سوی دو طرف رسما اجرائی نشده و هنوز چشم‌ها به‌ مذاکرات دو طرف در‌این‌خصوص برای رسیدن به یک توافق دوخته‌شده، اما به نظر می‌رسد عزم دو طرف بسیار جدی‌تر از آن است که بتوان انتظار حل‌و‌فصل منازعه را داشت. حداقل در یک نکته نباید شک کرد و آن اینکه در صورت اصرار طرف آمریکایی برای اجرائی‌کردن تعرفه بر کالاهای چینی بدون هیچ ‌تردیدی پکن نیز تهدیدها و برنامه مجازات تعرفه‌ای خود بر کالاهای آمریکایی را فورا عملیاتی می‌کند، چراکه از یک طرف منطق سیاست در ساختار حاکم بر چین در هیچ شرایطی تابع عقب‌نشینی در مقابل تهدید و ارعاب نبوده و از طرف دیگر این کشور هم اکنون به مرحله‌ای از قدرت در حوزه‌های ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک رسیده که توان مقاومت و مقابله‌به‌مثل با رقیب خود را دارد. همچنین شرایطی که طرف چینی را نسبت به آمریکا در وضعیت مطلوب‌تری قرار می‌دهد، افزایش تنش بین واشنگتن و متحدان خود بین بلوک‌های قدرت جهان سرمایه‌داری و به‌ویژه جنگ سردی است که هم‌اکنون بین آمریکا و روسیه در حوزه ژئوپلیتیک رقم خورده است. در این جنگ تجاری هر‌چند با توجه به قدرت برتر آمریکا و امکانات این کشور از قبل بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران برگ ‌برنده را در دست آنان می‌بینند، اما در ارزیابی وضعیت کنونی جهان و تفاوت ساختار سیاسی – اقتصادی بین این کشور و چین تا حدودی می‌تواند این تلقی نقض شود. اول اینکه آمریکا کشوری تابع منافع ابرشرکت‌ها و بخش خصوصی است و «دولت خصوصی» فاقد امکانات جبرانی برای کاهش میزان آسیب‌پذیری طبقات اجتماعی است. در چنین شرایطی وقتی مثلا سویای آمریکایی به‌دلیل گستره جمعیتی تولید‌کنندگان آن مشمول تعرفه چین قرار می‌گیرد و توان آن در رقابت با دیگر کشورهای رقیب برای حضور در بازار چین کاهش می‌یابد، در واقع  میلیون‌ها کشاورز آمریکایی که اتفاقا از حامیان اصلی دونالد ترامپ در انتخابات بوده‌اند، در مزارع کاملا خصوصی دچار زیان هنگفت می‌شوند که هیچ امکان جبرانی در سیستم خصوصی این کشور برای آنان وجود ندارد. دوم اینکه در صورت کاهش حجم صادرات دو کشور به‌واسطه این جنگ تجاری به‌دلیل اشباع بازار آمریکا امکان تغییر این صادرات به سمت بازار داخلی وجود ندارد، اما همان‌گونه که در کنگره ١٩ حزب کمونیست چین نیز به آن پرداخته شد، در آینده قرار است این کشور تمرکز خود را بر بازار داخلی و ارتقای وضع زیستی مردم چین قرار دهد و لاجرم کاهش صادرات به آمریکا می‌تواند به سمت بازار داخلی هدایت شود. سوم اینکه اگر دولت ترامپ بخواهد هم‌زمان جنگ تجاری با چین را به اتحادیه اروپا و دیگر حوزه‌های اقتصاد جهانی گسترش دهد، این مجموعه تابع قوانین سازمان تجارت جهانی می‌توانند با نزدیکی و گسترش روابط با هم بخشی از زیان خود را جبران کنند؛ اما مهم‌ترین نکته در این میان در حوزه ژئواستراتژیک رقم می‌خورد و تشدید اختلاف واشنگتن با پکن به دلایلی زیاد چین را به روسیه‌ای نزدیک‌تر می‌کند که آن کشور هم حالا در وضعیت جنگ‌ سرد با آمریکا قرار گرفته و اتحاد استراتژیک آنان برای واشنگتن فاجعه است.
 

 

 


منبع خبر:            تعداد بازدید: تعداد مطالعه:28


 

دیدگاه کاربران