یکشنبه, 28 شهریور 1400
منو اصلی

 

امید به فردایی بهتر

 

شرکت نگین بم نگینی در دل کویر

گفت‌وگوی خبرنگار روزنامه «سازندگی» با مسیح صفاتیان، مدیرعامل شرکت نگین بم  

«توسعه صنعت در شرق کشور»؛ آن هم در بم، از محروم­ترین نقاط استان کرمان که گروه صنعتی کرمان‌ خودرو در کانون توجه و برنامه‌های خود قرار داده و شرکت‌های تابعه آن نیز به دنبال همین هدف هستند. شرکت نگین بم نیز از زمره شرکت‌های زیرمجموعه این گروه به دنبال توسعه صنعت و تولید در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید بم است و برای رسیدن به این امر مهم از پنجره امید وارد شده‌است. «امید به فردا»؛ عبارتی کلیدی که می‌توان از دلِ تک‌تک جملات مهندس مسیح صفاتیان مدیرعامل شرکت نگین بم  بیرون کشید. صفاتیان از شهریور ماه سال 91 بر صندلیِ مدیرعاملیِ شرکت نگین بم تکیه زده و موفق شده شرکتی با زیان انباشته و در حال تعطیلی را به شرکتی خوش‌نام در صنعت تولید مواد شیمیایی و فرآورده های رنگ مرتبط با صنعت خودروسازی تبدیل کند. حالا نگین بم یکی از معدود شرکت‌های فعال در ارگ جدید بم است که این منطقه را از بیابانی بی‌آب‌وعلف به جایی برای درآمدزایی تبدیل کرده‌است. نگین بم و بسیاری از دیگر شرکت‌هایی که به عنوان زیرمجموعه گروه صنعتی کرمان خودرو فعالیت می‌کنند دست به دست هم داده‌اند تا منطقه‌ای را از محرومیت نجات داده  و به بهبود وضعیت اشتغال و اقتصاد این منطقه کمک کنند.

روی دیوار اتاق در کنار قاب‌های تقدیر و گواهی­ های ایزو متعددی که آویخته شده، یک جدول بزرگ هم به چشم می‌خورد: «جدول مندلیف». شاید از همین نشانه کوچک هم بتوان پی برد که اینجا دفتر مدیرعاملی است که در رشته شیمی کاربردی تحصیل کرده و فعالیتش مرتبط با مواد شیمیایی است. مسیح صفاتیان متولد 1357 از رامسر و ورودی سال 76 دانشگاه علوم پایه مازندران است.داز بهمن ماه سال 82 در یک شرکت داروسازی به عنوان مسئول IT و  کنترل کیفیت مشغول به فعالیت شده ولی بعد از گذشت چند ماه و با توجه به شرایط کاری شرکت داروسازی و عدم اطمینان از تداوم فعالیت شرکت، تصمیم به فعالیت در واحد تحقیقات گرفته، پس از کسب موفقیت به مرکز تحقیقات دارویی و شیمیایی توفیق دارو منتقل شده­ است. پس از آن به مدت 6 سال در این مرکز تحقیقاتی مشغول فعالیت بود. اما قصه او و نگین بم از شهریور سال 91 شروع می‌شود، از شرکتی که به گفته خودش کلاً 18 نفر بودند:

«6 نفر درتهران و 12 نفر هم در بم بودند. دیدم آزمایشگاه خوبی داریم و پرسنلی فوق‌العاده که همه جوان هستند. نهایتاً 28 سال داشتند.»

در شرایطی که هر مدیرعاملی ممکن است مدام از خطر تعطیلیِ شرکت بگوید، صفاتیان و اعضای گروهش از امید به نگه داشتنِ شرکت می‌گفتند. پیش از آمدنِ صفاتیان، شرکت به کمک برندهای خارجی به عنوان واردکننده و تأمین‌کننده برای شرکت کرمان‌موتور فعالیت می‌کرد. دور اول تحریم‌ها که شروع شد شرکت‌های خارجی رفتند و دست شرکت نگین بم خالی شد. صفاتیان در گفت‌وگو با «سازندگی» می‌گوید: «زمانی‌که شرکت را تحویل گرفتم هم زیان انباشته بسیاری داشت و هم بدهی های معوق وام بانکی. باید فکری به حال شرکت می‌کردیم. شش ماه فرصت گرفتم. با 18 نفر از همکارانم در دفتر مرکزی وکارخانه.» با نیروی مضاعف  آغاز به کار کردیم و به گفته خودش اولین چیزی که در آن جمع می‌بیند «امید» است. البته می‌گوید با اینکه 8 سال در صنعت داروسازی فعالیت کرده باز هم تا آن زمان چنین امیدی را در میان پرسنل کاری مشاهده نکرده بود.

«به هم قول دادیم. من قول دادم هر کاری بتوانم انجام بدهم تا شرکت تعطیل نشود. آن‌ها هم قول دادند هر کاری از دستشان بر بیاید انجام دهند تا شرکت سر پا بماند.»

وعده‌ها و قول‌هایی که پرسنل شرکت و مدیرعامل به هم می‌دهند جواب می‌دهد. ظرف مدت شش ماه آرام‌آرام وارد خط تولید می‌شوند. البته در ابتدا فقط در این حد بوده که بتوانند حقوق خود را پرداخت کنند اما بالاخره در پایان همان سال توانستند 12 محصول را روانه بازار کنند:

«از اوایل سال 92 محصولات ما وارد خط کرمان‌موتور شد. مشکلات زیادی داشتیم ابتدا اینکه باید توسط شرکت مادر پذیرفته می‌شدیم. سهام‌داران اصلی ما صنایع خودروسازی کرمان، شرکت کرمان موتور و شرکت خودروسازانِ بم هستند. اول باید این سهام‌داران ما را می‌پذیرفتند. بالاخره متوجه شدیم که تغییرات جواب می‌دهد.»

کارکنان شرکت نگین بم تمرکز خود را روی کار تحقیقاتی می‌گذارند. تصمیم می‌گیرند هر چه در توان دارند برای کارهای تحقیقاتی بکار بگیرند. حالا واحد پژوهش و تحقیق یکی از مهم‌ترین بخش‌های این شرکت است. به گفته مدیرعامل، تحقیقات در همه زمینه‌ها در خون و پوست شرکت نگین بم وارد شده‌است. صفاتیان می‌گوید: «جریان اصلیِ این شرکت پژوهش و تحقیق است.سهم مناسبی از درآمد را سمت تحقیقات بردیم. به فکر خرید دانشِ فنی نبودیم. به دنبال برنامه‌های دیگر بودیم.»

شاید بسیاری از شرکت‌ها ادعا کنند که مدیرعامل در آن‌جا حرف اول و آخر را می‌زند اما در شرکت نگین بم اینطور نیست. اعضای این شرکت یک خانواده هستند و مدیرعامل صرفاً فردی به شمار می‌آید که باید پاسخگوی حوزه روابط بیرونی باشد. صفاتیان در این باره می‌گوید: «من هر جا که لازم باشد یک نفر هستم که در آن‌جا حضور دارم. خیلی از اوقات من نیستم، سایر پرسنل من، مدیر هستند.» او هر ماه یک هفته تا ده روز به کارخانه‌اش در بم سر می‌زند و در این فاصله، این پرسنل هستند که با هم نقش مدیرعامل را ایفا می‌کنند. همین امر به سادگی نشان می‌دهد که نوعی همبستگی و همدلی و هماهنگیِ بالا میان اعضای این گروه وجود دارد. به همین خاطر است که مدیرعامل این شرکت، کارکنانش را با اراده و موتور محرک شرکت می‌داند و با همین گروه با اراده موفق می‌شود آزمایشگاه خوبی را راه‌اندازی کند. می‌گوید: «از اول به دنبال کارهای استانداردسازی بودیم. در ایزو تمام افراد را سنجش کردیم. سعی کردیم یک شرکت دانش‌بنیان باشیم. وقتی تحریم‌ها ما را در محدودیت قرار می دهد ما مجبوریم خودمان تحقیق کنیم و چه خوب که مجبور هستیم. این اعتقاد در همه ما وجود داشته و دارد. آرام آرام رفتیم سمت رنگ؛ تینر را از سال 92 شروع کردیم. سال 93 برای شرکت‌هایی که رنگ‌های پلاستیکی برای سپر و آینه نیاز داشتند، تولید کردیم. در حال حاضر 70 تا 80 درصد رنگ مورد نیاز کرمان‌موتور را ما تولید می‌کنیم. ما دانش ساخت رنگ را داریم. اولین سنتز شرکت ما مربوط به محصولی بود که تحریم شد و آن محصول را دیگر نداشتیم. در مورد برخی از محصولات تنها شرکتی هستیم که آن را تولید می‌کنیم.» و از این مسیر شرکت نگین بم به عنوان شرکت دانش‌‌بنیان آغاز به کار کرد.

*نگین بم در خدمت صنعت خودروسازی

شرکت از زمانی‌که تأسیس می‌شود با این هدف به وجود می‌آید که به صنعت خودروسازی منطقه ارگ جدید بم کمک کند. البته در این مسیر افت‌وخیزهایی داشت. از زمان مدیرعاملیِ صفاتیان، نگین بم بیشتر به سمت این هدف حرکت کرده‌است: «ما در ابتدا شروع به استانداردسازی کردیم. البته برخی از شرکت‌ها استاندارد داشتند. کرمان‌موتور سهام دار اصلی نگین بم است و در نتیجه نگین بم باید هدف اولش را صنعت خودروسازی قرار بدهد. به همین دلیل تمام محصولاتی که تولید کردیم برای خودروسازی بود.» آنطور که این مدیرعامل جوان می‌گوید این شرکت کارشناس‌هایی را در خط رنگ خودروساز گذاشته و به کمک آن‌ها موفق شده دانشِ فنیِ هر محصول را از آنِ خودش کند. در نتیجه وقتی محصولی مشکل داشته، آن‌ها به خوبی می‌دانسته‌اند که کجا باید تغییراتی بدهند تا مشکل برطرف شود: «کیفیت را بهینه کردیم. در فرایند ها، استانداردسازی کردیم. با اصلاح ضریب مصرف قیمت تمام‌شده را برای خودروساز کاهش دادیم. فکر می‌کنم موفق بودیم. این بازخوردی است که از خودروساز می‌گیریم.» نگین بم حتی محصولاتی را تولید می‌کند که مشابه خارجی آن وجود ندارد. در واقع این شرکت برای رفع نیاز خودروساز این کار را کرده و با تخصصی که داشته محصولات خاص را تولید کرده‌است. حتی محصولاتی در این شرکت تولید شده که اسم کارخانه‌ای دارند: «حتی نمی‌دانستیم اسم آن محصول را چه بگذاریم. الان دو سه تا محصول داریم که اسم کارخانه‌ای دارند. باید برایشان اسم بگذاریم. این‌ها فقط برای خودروسازیِ کرمان‌موتور به وجود آمده‌است.»

شرکت نگین بم در طی این مسیر موفق شده پرسنل خود را از 18 نفر به حدود 70 نفر برساند. در حال حاضر 18 نفر در تهران مستقر هستند و بقیه در کارخانه کار می‌کنند. صفاتیان می‌گوید: «زمانی که آمدم، نگین بم یک اسم ثبت شده در یک سوله متعلق به یکی از شرکت های گروه بود که توان پرداخت اجاره ماهیانه خود را نداشت .اما به لطف پروردگار ،باور سهامدار و تلاش و کوشش همه پرسنل شرکت هم اکنون دارای 16 هزار متر مربع زمین ،2400 متر مربع سوله برای خط تولید ،2000 متر مربع انبار شیمیایی و 350 متر مربع تأسیسات می باشد.زیان انباشته تبدیل به سود انباشته و تعهدات بانکی آن 3 سال است که کاملاً تسویه شده است.» همه این‌ها از مسیر باوری گذشته که پرسنل این شرکت به آن داشته‌اند. آن‌ها باور داشته‌اند که می‌توانند با هم‌فکری و تلاش گروهی شرکت را سر پا نگه دارند. البته در کنار آن برنامه‌هایی نیز برای ارتقای مهارت‌های مدیران میانی و کارکنان در نظر گرفته شده‌است: «ما استانداردهای ایزو TS16949،9001 (2008) و 9001(2015) را دریافت کردیم .واحد QA (تضمین کیفیت) داریم. بارها کلاس آموزشی داشتیم. کتاب­خانه دیجیتال و هارد کپی در تهران و بم راه اندازی کردیم. پرسنل گاهی خودشان برای دوره‌های آموزشی درخواست می‌کنند. شرکت نگین بم روی آموزش، زنده و امیدوار است. چون با تحریم‌ها که روز به روز سخت‌تر می‌شود مجبوریم اینطور باشیم. در سال آینده تصمیم داریم وارد حوزه‌های دیگری هم بشویم. اعتقاد و امید داریم که می‌توانیم و  تصمیم هم داریم.» قطعاً وقتی تصمیم در کنار اراده و امید قرار بگیرد می‌تواند ثمربخش باشد. برنامه‌ها در این شرکت برای تمامی افراد است. صفاتیان تأکید می‌کند که در کارخانه و شرکت خود، کارگر ندارد ، افراد او تکنسین‌هایی هستند که با بسیاری از مسائل آشنایی دارند. همه این افراد نیز یا با هم رشد می کنند و یا با هم پایین می‌آیند.

*در مسیر توسعه

همه شرکت‌ها طرح هایی برای توسعه و تکمیل خود دارند. شرکت نگین بم نیز جزو شرکت‌هایی است که مسیر توسعه و تکمیل خود را آغاز کرده‌است: «ما توسعه را از پارسال شروع کردیم. از سال 96. بعد از برجام خیلی امیدوار بودیم. برنامه‌های صنایع خودروسازی کرمان در ارگ جدید به این صورت بود که بالای 500هزار دستگاه در سال تولید کنند. تمام برنامه توسعه ما نیز خودرویی بود. تأسیسات خیلی خوبی ساختیم ولی متأسفانه خروج ترامپ از برجام کمی برنامه‌ها را به هم ریخت.» البته همه‌چیز آنقدر هم بد نبوده؛ مسئولان این گروه صنعتی خیلی وقت بود که خودشان را برای چنین روزهایی آماده کرده‌بودند: «ما در شرکت نگین بم بسیاری از مسائل را تعریف کرده‌ایم و حالا بهترین فرصت است که خیلی‌ها از جمله مشتریان ما را باور کنند، که ما هم می‌توانیم. البته باید کسی پشتیبانمان بشود.» حرف صفاتیان بسیار ساده است؛ مشتریان باید به جای خرید از شرکت‌های خارجی از شرکت‌های ایرانی حمایت کنند. از طرف دیگر مسئولان کشور باید به این درک برسند که در ایران منابع کافی وجود دارد و توان آن نیز هست: «ما باور داریم که می‌توانیم. تمامی منابع نفتی و معدنی را داریم کافی است از کار تحقیقاتی حمایت شود. سال آینده این شرکت سازنده محصولات شیمیایی جدیدی خواهد بود.»

*بم از فرداها محروم نیست

شاید خشک بودنش و شاید کویرهایش، باعث شده در ذهن همه این تصور ایجاد شود که بم منطقه‌ای محروم است. اما محرومیت تعریفی دیگر دارد: محرومیت از فکر و اندیشه، از تصمیم، از تلاش، هدف.

هر جای این سرزمین که فاقد هدف، تصمیم، تفکر، اندیشه و تلاش باشد آنجا محروم است و محکوم به نابودی. ولی به لطف پروردگار این قسمت از سرزمین زیبایمان ایران دارای مردان و زنان سختکوشی است که سختی طبیعت را به بهشت زیبای آرزوهای خودشان تبدیل کرده­ اند، در اینجا شما امید و تلاش را در هر نقطه پیدا خواهید کرد، طبیعت خشک کویر برای مردم این منطقه موهبتی شده تا سخت‌تر و مقاوم‌تر باشند.‌ آن‌ها از دل محرومیت، راهی به سوی موفقیت ساخته‌اند. این دیدگاهی است که مدیرعامل شرکت نگین بم نیز نسبت به مردم این منطقه دارد: «ما می‌گوییم آن‌جا محروم است. محروم نسبت به کجا؟ آن‌ها مردمی هستند که هر زمانی به آن‌ها بها داده شده بهتر کار کرده‌اند. شاید طبیعت آن‌ها فرق کند مثل طبیعت شمال نباشد اما اگر پشت آن هم فکری باشد می‌تواند درآمدزایی داشته‌باشد. صد در صد درآمدزایی دارد. من فرزند شمالم. اما خاک بم را که دیدم گفتم دوست دارم سرسبز بشود. جلوی محوطه شرکت با کاشت گیاهان و درختان مختلف فضای سبز ایجاد شده است. الان ما درخت اکالیپتوسی داریم که بیشتر از سه متر شده است. پس این پرسش پیش می‌آید که مردم این منطقه محروم از چه هستند؟ آن‌ها به امکانات صنعتی نیاز دارند. صنعت می‌تواند آن‌ها را نجات بدهد و این کار را کرده‌است. به گفته صفاتیان حضور افرادی مثل مهندس شه­ بخش و جناب آقای مرعشی باعث شده مردم این منطقه کار داشته ‌باشند و این منطقه به جایی سرسبز تبدیل بشود: «حالا این امکان فراهم شده‌است. مردم این منطقه مردمی هستند که در سخت‌ترین شرایط زندگی کرده‌اند. این مردم خیلی سختی کشیده‌اند. خیلی از کارها را اگر بخواهید با مردم سایر نقاط ایران انجام دهید شاید نتوانند. اما این‌ها مردم قوی و باهوشی هستند. تمام پرسنل کارخانه بمی هستند. هدفم این است.» هفت سال است که صفاتیان به عنوان مدیرعامل در شرکت نگین بم کار می‌کند و در این سال‌ها مهم‌ترین هدفش این بوده که در کنار سود رساندن به صنایع خودروسازی، وضعیت پرسنل و خانواده­ شان را بهبود ببخشد. این همان چیزی است که گروه صنعتی کرمان خودرو نیز از او خواسته‌است: «صنایع خودروسازی کرمان، از ما سود نمی‌خواهند به جای آن برای پرسنل امکانات رفاهی و ورزشی، بلیت سینما، استخر، باشگاه، کتاب و هر چیزی که بتواند به فرزندان آینده این سرزمین کمک کند را می‌خواهد. در شرکت حتی کلاس زبان برای پرسنل گذاشته‌ایم. مهم این است که آن‌ها می‌خواهند تغییر کنند یا نه.» و ظاهراً مردم این منطقه می‌خواهند که تغییر کنند. آن‌ها به گفته صفاتیان از بالا رفتن از پله‌ها لذت می‌برند. او به خاطر می‌آورد که وقتی اولین بار برای تکنسین‌های خود در این منطقه سنتزی را انجام داد خوشحالی آن‌ها بیش از خوشحالی او در زمانی بوده که نخستین بار خودش سنتزی را انجام داده‌است: «این امید می‌دهد که می‌توانی فردا را بسازی»

*وقتی هدف آبادی و آبادانی است

صنایع خودروسازی کرمان‌ برای تمامی مدیران عامل‌ شرکت­ها اهدافی را در نظر گرفته و در تمامی این اهداف می‌توان بحث آباد کردنِ کرمان و بم را مشاهده کرد. در واقع این گروه صنعتی به دنبال آن است که خودروسازی و صنایع وابسته به آن را در شرق کشور توسعه ببخشد. این برنامه کلان شرکت است که می‌تواند به آباد کردنِ بم و توسعه استان کرمان نیز کمک کند و در واقع کمک کرده‌است. در این بین مدیران عامل‌ نیز اندوخته‌هایی دارند: «از آنجا که زیر بنای توسعه، فرهنگ است، فرهنگ باید تغییر کند. برنامه کلان ما این است که شهر بم به یک شهر صنعتی و توسعه­ یافته تبدیل شود و خودباوری و تلاش را در آن بیشتر نهادینه کنیم. شاید بتوان تعداد مشخصی خودرو تولید کرد اما برنامه کلان ما این نیست.» البته به گفته آقای صفاتیان، قطعاً می‌توان مثلاً 500هزار دستگاه خودرو نیز تولید کرد چرا که تأسیسات و امکانات مورد نیاز برای آن وجود دارد اما این مسئله هدف نیست: «این 500هزار دستگاه وسیله است. هدف نیست. به ما می‌گویند مراکز فرهنگی وکتابخانه بسازیم، باغ شهر را بسازیم، به جاهای مختلف ورود پیدا ‌کنیم تا استانداردهای زندگی را بالا ببریم. این یعنی کارهای فرهنگی را مد نظر قرار داده‌اند. وقتی که فرهنگ خودباوری و دانش در بدنه و ریشه این شهر جان بگیرد شما به جای کارگرپروری، تکنسین، صنعتگر و دانشگر را که ریشه  هر ملت متمدن و پیشرفته­ ای است، خواهی ساخت.» صفاتیان می‌گوید چیز با ارزشی که می­توان گفت این است: «زمانی که می بینید پرسنل جوان شرکت به استخدام در می­آیند از ازدواج فراری هستند ولی بعد از گذشت زمان با امیدی که در آن­ها بوجود می­آید ،تشکیل خانواده می­دهند، بچه­ دار می­شوند ماشین می­خرند، وام­های بلندمدت می­گیرند. این­ها همه از اطمینان به آینده است که حاصل برنامه­ ریزی برای توسعه است که با چشم خودم دیدم و به آن افتخار می­کنم.»

*از مشکلاتی که یکی و دو تا نیست

صنعت خودروسازی مانند هر صنعت دیگری بدون مشکل نیست. برای مثال سازمان محیط زیست، تأمین ارز، نرخ ارز، انتقال ارز، وام بانکی و بسیاری از دیگر مسائل.

مشکلات در هر کاری و همه جای دنیا وجود دارد، ولی مهم نحوه برخورد با آن است، آیا در این برهه زمانی سخت که شما تمام توان خود را به کار می­گیرید که با تمام ناملایمات سیاسی و بین المللی، پایدار باقی بمانید تلاش­ها و عمل­ ها جهت رفع آن­ها است یا بر مشکلات می­ افزاید برای مثال صفاتیان به بانک­ها اشاره می­کند و می­گوید: «بانک­ها زمانی که احتیاج دارید با انواع بهانه­ ها، از ارائه تسهیلات و وام در زمان مناسب طفره می­روند، بانک­ها زمانی که دارای  شرایط مالی خوب هستید با اصرار برای باز نمودن حساب با شما جلسه می­گذارند ولی زمانی که نیاز دارید، جوابگوی شما نیستند. در صنعتی که شما برای وام بانکی باید مثل یک شخص حقیقی 18 تا 24 درصد سود بانکی بدهید، چطور صنعت پیشرفت می­کند و اجناس ارزان می­شود؟»

اگر هدف پیشرفت صنعتی است باید به فکر آن بود نمی توان صنعت را فقط به شکل یک گاو شیرده دید که از آن سود گرفت، صنعت قلب تپنده هر سرزمین پیشرفته است که باید مراقب آن بود، صنعت زاینده اقتصاد و فرهنگ است. صنعت باعث پویایی شهرها می­شود. چگونه است که سازوکارهای مالیات بسیار دقیق نوشته شده باشد ولی زمان حمایت از صنعت بسنده کرده به تبصره و قانون­ هایی که معلوم نیست اجرا شود؟!

با اینکه در کلِ کشور مشکلات وجود دارد اما ظاهراً در منطقه ارگ بم اوضاع آنقدر هم بد نیست و دلیلش هم این است که مسئولان این منطقه متوجه بحرانی بودنِ اوضاع هستند: «در منطقه ارگ به ما کمک می‌کنند. احساس می‌کنم می‌دانند که خودمان باید به خودمان کمک کنیم. در منطقه هم‌زیستی خیلی خوبی به وجود آمده. متوجه شده‌اند که اگر صنعت‌گر نباشد، منطقه‌ای هم وجود نخواهد داشت. به همین خاطر منطقه با ما خیلی خوب همکاری می‌کند. در آن منطقه همه می‌دانند که دور و اطرافشان چه خبر است. نوع پیگیری در این استان فرق دارد. دو بار که با آن‌ها برای کاری سلام و علیک می‌کنید، بار سوم انگار با شما آشنا هستند و سعی می‌کنند کار شما را سریع­تر راه بیندازند. این باید در کلِ کشور باشد.»

*صنعت خودروسازی یک دنیاست

«اگر صنعت خودروسازی قوی باشد، خیلی از صنایع دیگر شما هم قوی خواهد بود.» این جمله‌ای است که مدیرعامل شرکت نگین بم تأکید زیادی روی آن دارد. او به خوبی می‌داند که اقتصاد بسیاری از کشورها بر پایه صنعت خودروسازی می‌چرخد و به همین خاطر بر این صنعت تأکید دارد: «این صنعت خودش در بالاست. اول اینکه خودش ارزش افزوده خیلی خوبی دارد. به خاطر تیراژی که تولید می‌کند، به خاطر گستردگی قطعاتی که در آن مصرف می‌شود و به خاطر صنایع مرتبطی که مجبور است با آن‌ها کار کند می‌تواند یک کارگاهی را راه‌اندازی کند که تولید در آن به‌صرفه باشد. در کنار این صنعت، صنعت نساجی، هواپیمایی و بسیاری از صنایع دیگر می‌توانند از دستگاه‌های صنعتی که به خاطر صنعت خودرو به صرفه و اقتصادی است استفاده کنند.»

پس دولت و بخش خصوصی برای پیشرفت باید تمرکز خود را روی این صنعت قرار بدهند. صفاتیان می‌گوید: «اگر می‌خواهیم از منابع نفتی مان در جهت رشد و توسعه اقتصادی استفاده کنیم، باید آن را به محصولات با ارزش افزوده تبدیل کنیم. صنعت یعنی ارزش افزوده ،شما هر بشکه نفت خام را 70 دلار بفروشید ولی همین ماده در صنعت پتروشیمی تبدیل به ماده ای میشود که هر کیلوگرم آن 70 دلار است.این برتری صنعت است صنعت خودرو زاینده دانش است ،زمانی شما در جاده مخصوص اگر تراش تفلون می خواستید باید با هزینه زیاد و صرف وقت دنبال کارگاهی می گشتید که دستگاه آن را داشته باشد و در صف انتظار تا انجام میشد ولی الان به لطف صنعت خودروسازی آوردن دستگاه و تولید را برای سرمایه گذار اقتصادی کرده است. به نظر من حتی معادن‌مان هم نباید خام فروشی داشته باشند. ما معادن مهمی داریم. وقتی آن‌ها را خام می‌فروشیم و در ازای آن چیزی دریافت می‌کنیم که گران‌تر است ضرر کرده‌ایم. ما نفت داریم، پتروشیمی داریم، معدن داریم، همه این‌ها در کنار هم می‌تواند صنعت بسیار قدرتمندی به وجود بیاورد که اصلاً از فروش نفت خام بی‌نیاز شویم. پس ما باید صنعت خودروسازی را پیش ببریم چون کلِ صنعت ما با صنعت خودروسازی پیشرفت می‌کند.»

به گفته صفاتیان در ارگ جدید وضعیت بهتر است اما در سطح کلان مشکلات وجود دارد. او می‌گوید: «ما شاید زیاد با آن‌ها در تماس نیستیم. اما مشکلات هستند.» برای مثال این مدیرعامل تصمیم گرفته در وضعیت کنونی هیچ‌گاه خودش را درگیر تسهیلات بانکی نکند. حتی در مواقعی که با مشتریان خود مشکلات مالی دارد، سعی می‌کند به شیوه‌های مختلف این مشکلات را حل کند اما به وام بانکی متوسل نشود: «به‌رغم اینکه با بانک‌ها خیلی خوب کار کردیم اما برای ارائه تسهیلات بسیار اذیت می‌کنند. زمانی که ما احتیاج داریم آن‌ها باید کمک کنند. معاون وزیر و خودِ وزیر و معاون ریاست محترم جمهوری می‌گفتند بانک‌ها باید مراقب باشند که شرکت‌ها تعطیل نشوند. اما در عمل این اتفاق می افتد.» به همین خاطر است که مسئولان این شرکت همیشه به فکر برنامه‌های جایگزین هستند و می‌دانند که با داشتنِ تنها یک برنامه حتما کار زمین می‌خورد. 

*راهی نه چندان دور تا صادرات

بسیاری از شرکت‌ها از همان گام‌های نخست به فکر صادرات هستند اما نگین بم در ابتدا به فکر توسعه محصولات خود در داخل کشور است. هرچند برنامه‌های صادراتی نیز دارد. مدیرعامل این شرکت به «سازندگی» می‌گوید: «وقتی کار می‌کنید باید امکانات خود را ببینید. باید ببینید به کجا می‌خواهید بروید. برنامه ما این بود که منابع را صرف محصولات خود کنیم. کامل بودنِ سبد محصول برای مشتری جذابیت دارد برای همین ما منابع خود را در این مسیر مصرف کردیم.» او ادامه می‌دهد: «برای صادرات برنامه داریم البته اگر منابعی برایمان باقی بماند (چون تمام امکانات خود را  یا صرف توسعه کارخانه می‌کنیم یا صرف تولید محصولات می‌کنیم) به هر حال امیدوارم و این یعنی در برنامه‌های ما هست. محصولات ما کلیه استانداردهای مهم خودروسازی را پاس کردند مانند استانداردهای پژو ،رنو،دوو و نیسان که استانداردهای مرجع این صنعت است.»

*چطور کرمان مرکز توسعه صنعت در شرق شد؟

صفاتیان از روزی در سال 92 می‌گوید که یکی از پرسنلش را در بخش فنی به کرمان فرستاده تا قطعه‌ای را پیدا کند و در پایان موفق نشده و آن را از تهران سفارش داده‌اند. اما آنطور که او می‌گوید اکنون در سال 97 بیشترِ خریدهای این شرکت در بحث فنی در کرمان انجام می‌شود. پرسش این است که چه اتفاقی در کرمان افتاده‌است؟ صفاتیان پاسخ این پرسش را می‌داند: «این صنعت به آن‌جا رفته و در آن منطقه شکوفا شده‌است ودر کنار خودش خیلی از کارها را پرمعنا کرده‌است. شاید در گذشته اگر کسی این کارها را در کرمان می‌کرد اصلاً معنا نداشت. اما صنعت خودرو زاینده است. در کرمانی که منابع آبیِ ضعیفی دارد و محیط زیستش برای کار کشاورزی شاید زیاد جالب نباشد صنعت توانسته اقتصاد آن‌جا را رونق دهد.» او از کارگاه‌های کوچکی می‌گوید که تعدادشان زیاد شده‌است: «قبلا اگر قطعه‌ای می‌خواستیم چند روز طول می‌کشید چون باید از تهران تهیه می شد اما حالا اینطور نیست. این تأثیری است که کم‌کم صنعت خودروسازی روی اقتصاد منطقه گذاشته‌است. بم به یک منطقه صنعتی تبدیل شده‌است. ثروت خیلی چیزها را با خودش می‌آورد. منطقه صنعتی شدن یعنی اینکه با خودش پول می‌آورد ، دانش می آورد ، هدف می سازد ،آرزو و امید ایجاد میکند.این یعنی پول از استان خارج نمی‌شود. وقتی این پول خارج نشود می‌تواند هم‌افزایی داشته‌ّباشد. در کنارش مسائل فرهنگی هم پیش می‌آید.» او در ادامه به پیشرفت بخش فرهنگی اشاره می‌کند. برای مثال به افزایش تعداد رستوران‌ها در ارگ جدید بم اشاره می‌کند، برنامه­ های فرهنگی که روز به روز زیادتر می­شوند، مردم برای آخر هفته خود نقشه می­کشند بیرون می­روند، خرج می­کنند، سینما، رستوران و کنسرت می­روند، این مردم روحشان آرام می­گیرد، شهر زنده می­شود، امن می­شود. زندگی جاری می­شود. همه به هم مربوط است کم­ کم شهر شکوفا می­شود. این­ها را صنعت برای هر سرزمین هدیه خواهد آورد، زندگی و امید.

*روزی که نگین بم قطب شیمی کشور شود

«نگین بم روزی یکی از قطب‌های شیمی کشور خواهد شد.» این را صفاتیان با قاطعیت می‌گوید. او با وجود مشکلات اطمینان دارد که باز هم شرکتش پیشرفت خواهد کرد و به شرکتی بزرگ در این عرصه تبدیل خواهد شد. این مدیرعامل می‌گوید: «گاهی گرفتاری نتیجه یک کار بد است، ولی گاهی کار خوب بوده‌است اما شرایط اقتصادی خوب نبوده مثلاً باید پول به موقع می‌رسیده و به دست نیامده. در حال حاضر ما هر روز تحقیقات را انجام می‌دهیم و سالی6 تا 7 محصول به محصولاتمان اضافه می‌کنیم. می‌خواهیم محصول جدیدِ غیرخودرویی ولی شیمیایی هم داشته‌باشیم. نگین بم زمانی یکی از قطب‌های شیمیِ کشور خواهد شد.» او می‌گوید قصد دارند در نگین بم هر ماده‌ای که شرکت‌ها به خاطر تحریم از دسترسی به آن محروم هستند را تولید کنند. او همچنین می‌گوید: «با اینکه مجبور می‌شویم بسیاری از مواد و قطعات را از مناطق مختلف بگیریم و به بم بفرستیم باز هم قیمت‌های ما کمتر از قیمت روزِ بازارِ ایران است و این برای خودروساز بسیار خوب است.»

*تمرکز بر سرمایه‌گذاری داخلی

بسیاری از مدیران عامل‌ به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی هستند. در شرکت نگین بم هم زمانی همین تفکر حاکم بود اما اکنون این نگاه تغییر کرده‌است. صفاتیان در این باره می‌گوید: «زمانی فکر می‌کردم خیلی خوب است با شرکت خارجی‌که تأمین‌کننده یک ماده خیلی حساس است شریک شویم، آن شرکت از کارخانه ما استفاده کند و ما هم از دانش فنی آن‌ها استفاده کنیم اما به این نتیجه رسیدیم که نمی‌شود با آن‌ها کار کرد. یعنی در این وضعیت نمی‌شود. شاید زمانی‌که وضعیت بین‌المللی برای ما نرمال باشد، فرق کند. اما در این شرایط این کار ریسک بالایی دارد و وابستگی می‌آورد.» او در ادامه تأکید می‌کند: «بهتر است اکنون به خودمان اتکا کنیم. جذب سرمایه داخلی خوب است اما جذب سرمایه خارجی نمی‌شود.» فعلاً سرمایه‌گذارِ نگین بم خودروساز بوده و سعی شده شرکت در همین مسیر پیش برود. صفاتیان معتقد است جذب سرمایه داخلی قابل اطمینان تر است: «نمی‌خواهم بگویم سرمایه گذاری خارجی بد است ،ا خیلی دردسر می‌کشیم تا برسیم به یک محصول، اگر به دانش فنیِ آن شرکت‌ها دسترسی داشتیم خوب بود. ولی نمی‌توانیم اطمینان کنیم چرا که یک‌باره پشت ما خالی می‌شود. نمی‌شود وابستگی داشت. برخی شرکت‌های های خارجی به قراردادهای خود پایبند نیستند و خیلی سریع بیرون می‌روند. اگر وابسته باشیم ناگهان فلج می‌شویم. شرایط بین‌المللی که نامساعد باشد نمی‌توان اطمینان کرد.» در نتیجه او فعلا دور سرمایه‌گذارِ خارجی را خط کشیده‌است.

*برای صنایع تعیین تکلیف کنیم

دستگاه‌های مسئول باید به فکر صنایع باشند اما وقتی از دستگاه‌های مسئول سخن به میان می‌آید دقیقا منظور چیست. مدیرعامل نگین بم می‌گوید: «وقتی از دستگاه‌های مسئول در بخش صنعت می‌گوییم یعنی درباره یک سیستم صحبت می‌کنیم.سیستمی هدفمند،دارای ساختاری مشخص از دستورالعمل ها و روش ها .سیستمی که صرفاً برای پیشرفت صنعت برنامه ریزی شده است .جایگاه هر موقعیت از قبل تعریف شده و با معیارهائی ارزش گذاری شده است.در این سیستم همه چیز واضح و مشخص می باشد و هدف آن یک چیز است پیشرفت صنعت . آیا در ایران نیز اینگونه است ؟زمانی از دامپینگ شرکت های چینی در بازار دنیا صحبت می شده ولی اکنون چین یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیا می باشد.به نظر شما آیا بدون حمایت دولت چین شرکت ها قدرت رقابت با بازار دنیا را داشتند ؟زمانی گفته میشد دولت چین به شرکتها مابه التفاوت قیمت کالای چینی با رقبای خارجی را می پردازد تا شرکت های چینی با قیمت پایین تر بازار رقابت را پیروز شوند.این نوعی حمایت است گاهی باید هزینه کنیم مثل تحقیقات ولی بعدها منتظر میوه و ثمره آن باشیم.

رابطه صنعت و دولت باید مثل رابطه تحقیقات و سهام دار باشد یک سهام دار آینده نگر به تحقیقات بها داده ،هزینه می نماید و می داند که چه نتیجه ای از آن حاصل خواهد شد.در زمان گذار به مرحله صنعتی شدن دولت نباید به فکر درآمد از صنعت باشد زیرا هدف اصلی، مردم هستند و دولت و صنعت اگر برای مردم نباشند عملا به خطا رفته اند.صنعت بیکاری را از بین می برد،ثروت ایجاد می نماید.زاینده کسب و کار می باشد .حامی فرهنگ و آبادانی است ، دولت نیز همین اهداف را دنبال می کند..پس اقتصاد قوی ،یعنی دولت قوی،این یعنی برد-برد.ولی آیا در کشور ما اینگونه است ؟ سود بانکی بسیار بالای تسهیلات ،شرایط واردات سخت و زمانبر ،در همه جای دنیا صنعت خودرو به دلیل میزان تیراژ و مواد مصرفی تولید جز صنایع زاینده محسوب می شود.شما هر کارگاهی برای تولید قطعه صنایع خودروسازی ایجاد کنید زود بازده و سود آور خواهد بود.هزینه تبدیل بسیار پایین خواهد بود و تنها نگرانی هزینه مواد اولیه است.

او تأکید می‌کند: «تغییر سخت است. من باشم صنعت خودرو را مانند صنعت پتروشیمی صنعت مادرتعریف می کنم، هر صنعتی که در حجم عظیم کار کند صنعت مادر است. اول از همه باید تصمیم بگیریم؛ باید برنامه بگذاریم که کشور صنعتی شود. وقتی برنامه ریزی داشته باشیم؛ قوانین درستی را بگذاریم به این هدف می رسیم در فرآیند تولید اگر کنترل کیفیت خوبی داشته‌ّباشیم نباید نگران تولید باشیم. باید ساز و کار مشخص و شفاف باشد زمان در صنعت بسیار با اهمیت است ولی تمامی فرآیندها در ایران وقت گیر است .ما در صنعت مدت هاست از کنترل کیفیت به تضمین کیفیت رسیدیم،یعنی چی ؟یعنی اینکه به جای انکه همه ی کارها را بکنند و بعد کیفیت ان را بسنجید (کنترل کیفیت) ابتدا هر مرحله را پیش بینی میکند.ساز و کار مناسب اجرایی و نظارتی را تعیین میکند و مطمئن می شود که مسیر بدون خطا است ، یعنی علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد (ضرب المثل QA قدیمی ایرانی ).زمان باید به عنوان یک منبع بسیار مهم در این کشور مشکلش حل شود.

در نهایت داستان شرکت نگین بم ، داستان تمام شرکت­هایی است که با اراده، اعتماد بر خویشتن، برنامه ­ریزی و هدفمندی، محرومیت­ها را تبدیل به فرصت کرده و با پشتوانه مردمی غیور و عزیز از دل کویر و مسئولینی که دل به سازندگی این سرزمین داده ­اند، سعی در طی نمودن پله ­های ترقی، خودکفایی و سازندگی کشور دارند.

منبع خبر: روابط عمومی صنایع خودرو سازی کرمان

دیدگاه کاربران